گلبوته های کربال
داستان.مطالب و اشعار عاشقانه.عارفانه.اجتماعی انتقادی و طنز
دیشب قرارمون چی بود ؟ یادته ؟ قرارمون اینجوری شد . که هر کدوم برای هم ستاره ای نشون کنیم . تا وقت دلتنگی و تب وقتی که یاد هم میافتیم بریم و....... ستاره رو بغل کنیم . رفتم تو قلب آسمون .درست میون کهکشون اونجا خدانشسته بود .سپردمت به دست اون . گفتم خدا : این عشقمه , وجودمه , جون خودت , داشته باشش تمام تار و پودمه همون حوالی چرخیدم . ستاره ها رو گشتم و یه نازنینشو چیدم . حالا ستاره ت پیشمه ......... ******* قرار صبحمون چی بود ؟ کنار دریا ........ ماسه ها......... سلام علیک و صبح بخیر ! با یه نوازش ملیح . قدم زدن کنار هم ...... چه صبحی بود من بودم و تو بودی و....... جون خودم چه حالی داد......... انتخب، ینتخب، انتخاب/دغدغهی اصلی ما نون و آب *************** میخوام دعوتتون کنم به یه جشن تولد . پس برین اینجا تولد پروانه خانوم . یادتون نره هااااااااااااا. من اونجا منتظرتون هستم ........ آرش برف می بارد.برف می بارد . به روی خار و خاراسنگ دركنار شعله آتش فردا ۴/۴/۸۸تولد یه دوست تنهاست . بهش سر بزنین خیلی خوشحال میشه . اگه زحمتی نیست برین تولد جیگیل بانو .
به من چه که پنچره، تراکتور مش رجب
به من چه که حاملهس، اقدس خانوم بیسبب
ببین اصلآ مهم نیست، پوستر و رنگ و لعاب
باید بفهمه دردو، حرف نزنه بیحساب
مجلس که بیخودی نیست، حرف کلی حقوقه
صدای اون نامزده، چقدر شبیه بوقه
سوسولبازی نداریم، آزادی که کود نشد
توی حساب بانکی، حقوق بشر سود نشد
انتخب، ینتخب، انتخاب/دغدغهی اصلی ما نون و آب
سانسور، چماق و فیلتر، حق مسلم ماست
چکمه چرا میپوشی؟ بعضی چیزا میشه راست
پیشرفتمون رو ببین، گاز میکنیم تو بشکه
پیکانمون دیشبی، گفت زکی به درشکه
انرژی هستهای وقتی تو لوله اومد
استکبارم میفهمه بیلاخ! گیرش نیومد
وظیفهی شرعیه، حمایت بیسؤال
صندوق و رای ملت، منقل و تل و زغال
انتخب، ینتخب، انتخاب/دغدغهی اصلی ما نون و آب
گر چه نشد حاصلی از انتخاب قبلی
نفت تو سفره نیومد، حروم شد شلوار لی
اما بازم مهمه، حضور من دوباره
من که برام نمونده، تو آسمون ستاره
گفتن ازای هر رای، میدن کود اضافه
شرکت در انتخابات، داره حقوق و مایه
از من به تو نصیحت، برای سربلندی
باید به این صندوقا، با رای دخیل ببندی
انتخب، ینتخب، انتخاب/دغدغهی اصلی ما نون و آب![]()

كوهها خاموش
دره ها دلتنگ
راه ها چشم انتظار كاروانی با صدای زنگ
آنك آنك كلبه ای روشن
روی تپه روبروی من
قصه می گويد براي بچه های خود عمو نوروز
گفته بودم زندگی زيباست
گفته و ناگفته ای بس نكته ها كاينجاست
آری آری زندگی زيباست
زندگی آتشگهی ديرنده پا برجاست
گر بيفروزيش رقص شعله اش در هر كران پيداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست
زندگي را شعله بايد برفروزنده
شعله ها را هيمه سوزنده
زندگانی شعله مي خواهد صدا سر داد عمو نوروز
شعله ها را هيمه بايد روشنی افروز
كودكانم داستان ما ز آرش بود
او به جان خدمتگزار باغ آتش بود
روزگاری بود
روزگار تلخ و تاری بود
بخت ما چون روی بدخواهان ما تيره
دشمنان بر جان ما چیره
سنگر آزادگان خاموش
خيمه گاه دشمنان پر جوش
گرمرو آزادگان دربند
روسپی نامردمان در كار
انجمن ها كرد دشمن
رايزن ها گرد هم آورد دشمن
چشم ها هر طرف را جست و جو مي كرد
وين خبر را هر دهانی زير گوشی بازگو مي كرد
آخرين فرمان آخرين تحقير
مرز را پرواز تيری می دهد سامان
گر به نزديكی فرود آيد
خانه هامان تنگ
آرزومان كور
ور بپرد دور
تا كجا ؟ تا چند ؟
كودكان بر بام
دختران بنشسته بر روزن
مادران غمگين كنار در
كم كمك در اوج آمد پچ پچ خفته
خلق چون بحری بر آشفته
به جوش آمد
خروشان شد
منم آرش....
چنين آغاز كرد آن مرد با دشمن
منم آرش سپاهی مردي آزاده
به تنها تير تركش آزمون تلختان را
اينك آماده
مجوييدم نسب
فرزند رنج و كار
كمانداری كمانگيرم
شهاب تيزرو تيرم
ستيغ سر بلند كوه ماوايم
به چشم آفتاب تازه رس جايم
مرا نير است آتش پر
مرا باد است فرمانبر
پس آنگه سر به سوی آٍسمان بر كرد
به آهنگی دگر گفتار ديگر كرد
درود ای واپسين صبح ای سحر بدرود
دشمنانش در سكوتي ريشخند آميز
راه وا كردند
كودكان از بامها او را صدا كردند
مادران او را دعا كردند
پير مردان چشم گرداندند
دختران بفشرده گردن بندها در مشت
همره او قدرت عشق و وفا كردند
آرش اما همچنان خاموش
از شكاف دامن البرز بالا
شامگاهان
راه جويانی كه می جستند آرش را به روی قله ها پی گير
باز گرديدند
بی نشان از پيكر آرش
با كمان و تركشی بی تير
آری آری جان خود در تير كرد آرش
كار صد ها صد هزاران تيغه شمشير كرد آرش
تير آرش را سوارانی كه می راندند بر جيحون
به ديگر نيمروزی از پی آن روز
نشسته بر تناور ساق گردويی فرو ديدند
و آنجا را از آن پس
مرز ايرانشهر و توران بازناميدن
آفتاب و ماه را در گشت
سالها بگذشت
رهگذرهايي كه شب در راه مي مانند
نام آرش را پياپی در دل كهسار مي خوانند
سياوش کسرائی ، شنبه 23 اسفند 1337
| :قالبساز: :بهاربیست: |



