گلبوته های کربال
داستان.مطالب و اشعار عاشقانه.عارفانه.اجتماعی انتقادی و طنز
نمی توانم از عشقم برایت بگویم این است داستان من آوازی عاشقانه خواهم خواند تنها برای تو خواهم خواند گرچه هزاران فرسنگ دوری امااین احساس نیرومند است نزد من بیا مرا چشم انتظار مگذار شبی دیگر بی تو اینجا باشم دیوانه خواهم شد دیگری نیست هیچ کس دیگری نیست هیچ عشق دیگری نمی تواند جای تو را بگیرد یا با زیبایی تو برابری کند همچنان خواهم خواند تا روزی که ترا با آواز عاشقانه ام افسون کنم این لحظه کجایی عشق من ؟ من ترا اینجا می خواهم تا در آغوشم بگیری قلب مرا که می تپد و به نرمی زمزمه می کند دریاب می خواهم که ترا در آغوش بگیرم ترا نزد خود می خواهم نزد من بیا ....... مرا چشم انتظار مگذار ..... نگاه گرم و مهربونت رو ميخوام تا گونه هاي سردموكمي نوازش بكنه . با تو هستم نازنينم . تو كه عشق منو باور ميكني ؟ با توام بذار منم يه لحظه باورت كنم . بگو كه، منو توي، دنياي چشمات راه ميدي ؟ يا فقط يه كوچولو جا توي قلبت نازنين چيز زيادي نميخوام . قول ميدم دست بردارم از شيطنت . آروم آروم ميشينم يه گوشه و فقط نگاهت ميكنم . من ميخوام زل يزنم به لحظه هات . من راضيم به يك نگات . ******** آغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن . منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار 
منو از این دلخوشی و آرامشم جدامکن
بوسیدنت برای من تولد یک نفسه
چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه
نوازش دستای تو عادته ترکم نمیشه
به پای عشق من بمون هیشکی رو جای من نیار
مهر لباتو رو تن و روی لب کسی نزن
فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من .
| :قالبساز: :بهاربیست: |



