گلبوته های کربال
داستان.مطالب و اشعار عاشقانه.عارفانه.اجتماعی انتقادی و طنز
سلام دوس جونای گل خودم . میخوام چنتا حکایت براتون بگم . البته از نوع امروزیش. تا شاید یه روزی یه جایی به یه دردی بخوره وبتونین ازشون استفاده کنین. حکایت اول: یه شب خانم خونه اصلا” به خونه بر نمیگرده و تا صبح پیداش نمیشه! صبح بر میگرده خونه و به شوهرش میگه که دیشب مجبور شده خونهء یکی از دوستهای صمیمیش (مونث) بمونه. شوهر بر میداره به 10 تا از صمیمی ترین دوستهای زنش زنگ میزنه ولی هیچکدومشون حرف خانم خونه رو تایید نمیکنن! یه شب آقای خونه تا صبح برنمیگرده خونه. صبح وقتی میاد به زنش میگه که دیشب مجبور شده خونهء یکی از دوستهای صمیمیش (مذکر) بمونه. خانم خونه بر میداره به 10 تا از صمیمی ترین دوستهای شوهرش زنگ میزنه. 10 تاشون تایید میکنن که آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده!! تازه ۴تاشون حتی میگن که آقا هنوزم خونهء اونا و پیش اوناست. نتیجه اخلاقی از حکایت اول: یادتون باشه که مردها دوستهای بهتری هستند... و بعد...


| :قالبساز: :بهاربیست: |




