تبليغاتX
گلبوته های کربال - من برگشتم



گلبوته های کربال

داستان.مطالب و اشعار عاشقانه.عارفانه.اجتماعی انتقادی و طنز

 

 

سلااااااااااااااااااااام به همه دوستان خوب و مهربونم .

به اونايي كه به يادم بودن و اونايي كه فراموشم كردن .

ممنون از همه تون .

ميدونم خيلي دير اومدم .

ولي به ميل خودم نبود .

صبح روز 18/1/88 بر اثر يك حادثه راهي بيمارستان شدم .

 بعد از دوبار زير تيغ جراحي رفتن و متحمل شدن كلي درد ورنج و ناراحتي راهي خونه شدم .

تا به امروز نميتونستم بشينم رو صندلي و همش روي تخت بودم .

خيلي دلم براتون تنگ شده بود .

حالا هم اشكام دراومده . البته از خوشحالي و به خاطر اينكه اومدم و نظراتتون رو خوندم .

حالم هنوز مساعدنیست و نمیتونم همتونو خبر كنم ولي سعي خودمو ميكنم .

همين كه میبینم همتون سالم هستین و مطلب مینويسين من خوشحالم .

خيلي شرمنده شما دوستان مهربونم شدم كه تتونستم بيام و بهتون سر بزنم .

من توي اين مدت يه فرشته نگهبان داشتم كه خيلي بهش زحمت دادم .

همينجا صميمانه ازش تشكر ميكنم و دستشو ميبوسم .

اسمشو گذاشتم فرشته الهي .

حتما همتون يكيشو دارين .

اگه ندارين دعا ميكنم خدا يه خوبشو بهتون بده .

 

پ ن :همتونو دوس دارم و دلم براتون تنگ شده هوارتاااااااااااااااااا...........

 

نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 11:59 توسط سیاه خان| |


:قالبساز: :بهاربیست: