تبليغاتX
گلبوته های کربال - یادداشتهای یک مرده .



گلبوته های کربال

داستان.مطالب و اشعار عاشقانه.عارفانه.اجتماعی انتقادی و طنز

                                 

  

این عکس خرگوش تاتا جونه .

خیلی خوشگله . هویجوری گذاشتمش . 

یاد داشتهای یک مرده :

زمانی زنده بودم و داشتم زندگی میکردم . روحم در تسخیر دنیا یی بود که از بنیاد فانی بود ونه تنهاهیچ آرامشی احساس نمیکردم  بلکه حس میکردم بیهوده وقت تلف میکنم . تا اینکه روحم را نجات دادم ....اکنون آزاد و رهاهستم . با باد میروم ؛ باگلها می آمیزم ؛ با برکه ها شسته میشوم ؛ باسبزه ها جوانه میزنم ؛ با خاک همدستم وزیر نور ماه می رقصم . غبارم ... بی نیاز ازجسم و لباس ... غبارم ؛ چون کولی سرمست آزاد در دشت و صحرا ی بی انتها . مجذوب افسون آبی ماه... آری من هرگز چنین خوشبخت نبوده ام ..........ای همنوعان سنگی ام با شماها هستم که هنوز با چهره ای سنگی و مغموم  پشت ویترینهای شیشه ای دنیا نظاره گر رویاهای دست نیافتنی خود هستید و روحتان آشفته آرزوهایتان است .

 

*****************

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 10:27 توسط سیاه خان| |


:قالبساز: :بهاربیست: